مغاک گوزن رقصان

دوشنبه, جولای 12th, 2010 | نویسنده : admin |

مغاک گوزن رقصان
نوشته: کلیفورد سیماک
برگردان: شیرین سادات صفوی

مقدمه:

در سال ۱۹۸۱، زمانی که به یک سفر تحقیقاتی در ایالات متحده رفته
بودم، یک آخر هفته به مینیاپولیس رفتم تا با کلیفورد دی. سیماک که با یک
جلسه موافقت کرده بود، ملاقات کنم. تازه شروع به نوشتن کتابی در مورد
داستان‌های او کرده بودم و آثار او جز محبوب‌ترین کتاب‌های علمی‌تخیلی من
بود. رمان‌هایی مثل شهر و ایستگاه میانی، در دوران نوجوانی من را مجذوب خود
کرده و “سیماک” را تبدیل به نامی کرده بودند که دائم در مجله‌ها و لیست
ناشران به دنبالش می‌گشتم. اطلاعات مشابهی از کارهای او، ممکن بود باعث شود
شما هم دنبال کتاب‌هایش باشید …
منشا داستان زیر، مغاک گوزن رقصان،
متفاوت است. منشا آن در کتاب غیر داستانی سیماک با نام «انسان ماقبل تاریخ:
داستان ترقی انسان به تمدن (۱۹۷۱)» است که خود این کتاب، نتیجه‌ی سال‌ها
اشتغال او در سمت ادیتور داستان‌های علمی مینیاپولیس تریبون است. نام یکی
از فصل‌های این کتاب اولین نقاشی‌های جهان بود. غارنگاری‌هایی لاساکس[۱] و
سایر نقاط پیرنه برای سیماک بسیار قابل توجه بودند و او دایم آن‌ها را در
ذهنش مرور می‌کرد. نتیجه‌ی این افکار، همین داستان است، داستانی در مورد
غاری پر از نقاشی و این که چطور اکتشاف آن غار، توسط کسی که از وجود
نقاشی‌ها باخبر بوده مقدمه چینی می‌شود.
در مغاک گوزن رقصان، سیماک
تمامی توانایی‌هایش را به رخ می‌کشد. در این داستان معما داریم، و توانایی
تصویر سازیِ مکان‌ها. در واقع یک پازل ذهنی داریم. خلق استادانه‌ی شخصیت‌ها
هست و آن احساس عمیقی که می‌گوید ارزش‌های سنتی بهترین‌ها هستند و ارزش
حفظ شدن دارند. در انتهای داستان، بوید می‌توانست جامعه‌ی دانشمندان را با
برملا کردنِ آن‌چه می‌دانست، حیرت زده کند. اما این کار را نمی‌کند. به او
اعتماد شده و نمی‌خواهد ثابت کند ارزش اعتماد را نداشته. و در بازگشت،
دوستش راز دیگری را با او در میان می‌گذارد، اما روی این راز می‌تواند
مانور بدهد. تعجبی ندارد که این رمان، هوگو، نبویلا و لوکاس سال ۱۹۸۰ را
برنده شده. اگر بخواهیم این داستان را با موسیقی مقایسه کنیم، برای من چیزی
شبیه به آداجیو خواهد بود.

xpluto.blogfa.com